|
در مكانهايي كه
مواد شيميايي دستكاري ميشوند يا فرآيندها همراه با گرما، سرما، برق، منابع قوي
نور، تشعشعات يونساز و غيره هستند، هميشه يك عنصر خطر وجود دارد. مسئوليت كشف هر
نوع خطر، و اطمينان از ايمن بودن محيط كار حوزه فعاليت خود از نظر فني و آگاهي
كاكنان درباره لزوم رعايت احتياطهاي ايمني به عهده رئيس آزمايشگاه است. هر يك از
كاركنان بايد كاملاً اطلاع داشته باشند كه هر نوع اهمال و بيدقتي از طرف آنها
ممكن است نه تنها خود بلكه ساير همكاران را نيز به خطر بيندازد، و اينكه يك موقعيت
خطرناك يا حادث نتيجه منطقي روشهاي غلط در كار است و ميتوان با توجه و دقت لازم
از بروز خطرها پيشگيري كرد. شيميدانان ازمايشگاه تحقيقاتي داراي مسئوليت ويژه از
اين نظر هستند، زير آنان ممكن است موادي را بسازند كه هرگز قبلاً در دسترس نبوده
است و هر چند آنها در مورد خصوصيات بيولوژيكي تركيب جديد شيميايي كه روي آن كار
ميكنند آگاهي دارند، اما نميتوانند به طور حتم پيشبينيهاي دقيقي درباره آن
داشته باشند. پيچيدگيهاي بيولوژيكي نياز به دقت فراوان دارد، زيرا حتي يك تغيير
خيل كوچك در ساختار شيميايي تركيب ممكن است منجر به تغيير بيولوژيكي زيادي شود.
مخاطرات و پيشگيري
از آنها
ميزان سميت يك
ماده شيميايي كه در صنعت داروسازي به تعداد بيشمار دستكاري ميشود، نه تنها به شكل
مواد شيميايي، بلكه به مقداري كه در دسترس قرار ميگيرد و نحوه تماس با آن بستگي
دارد. بسياري از تركيبهاي شيميايي ممكن استبه شكل گاز، بخار يا گرد استنشاق شوند،
مواد شيميايي ممكن استبه طور اشتباه تزريق شوند و عدهاي نيز از راه پوست جذب بدن
شوند. مقداري كه بدن ميتواند بدون بروز خطر بهداشتي جذب كند بر حسب نوع ماده فرق
ميكند. تركيبهاي مختلف شيميايي را با توجه به اثري كه روي بدن انسان دارند
ميتوان به پنج دسته مهم تقسيم كرد.
مواد شيميايي كه
اثر تجمعي دارند (براي مثال گلوكوزيدهاي ديجيتااليس). در صورت جذب مقدار زيادي از
ماده سمي با اثر تجمعي، اين ماده از بدن فقط به آرامي و به مقدار كم ذخيره ميشود،
قسمت دفع نشده در بدن باقي ميماند. بنابراين رابطه دقيقي بين مقدار جذب شده و اثر
آن ارتباط وجود ندارد زيرا، اثر آن زماني احساس ميشود كه بدن مقدار معيني از آن
ماده را در خود جمع كرده باشد.
فرآوردههاي
شيميايي كه اثر آنها به نسبت زمان ـ تمركز ارتباط دارد (براي مثال فسژن). تمايز
اين مواد سمي با موادي كه داراي اثر تجمعي هستند، در اين است كه اثر اين مواد به
طور قانع مربوط به تمركز مادهاي است كه بدن با آن تماس دارد(C)
و
نيز مدت زمان (t)
تراكم، مانند رابطه زير:
تراكم×زمان= اثر،
به عبارت كلي، تماس مختصر با مقدار زياد معمولاً داراي همان اثري است كه تماسهاي
مكرر با مقادير كم در مدت زمان طولانيتر دارد. تغييراتي كه در عضو گيرنده بر اثر
تمركز ـ زمان حادث و در مدت معيني قابل برگشت نميباشد فوراً ظاهر نميشوند، بلكه،
ممكن است بعد از يك دوره اختفاء كه به ماده بستگي دار، ناگهان ظاهر شود. بنابراين
در چنين مواردي نه تنها خود ماده در بدن جمع ميشوند، بلكه آثار آن هم جمع
ميگردند.
فرآوردههاي
شيميايي كه اثر زمان ـ تمركز آنها در بدن محدود است (براي مثال، اسيد
هيدروسيانيك). براي بسياري از مواد بخصوص مواد سمي كه به وسيله استنشاق وارد بدن
ميشوند و بخشي (P)
از آن دفع، دچار تحول يا به ترتيبي در بدن خنثي ميگردد، رابطه
C.t = E
را بايد به طريق زير تغيير داد:
(C-P).t = E
تركيب سولفور با هيدروسيانيك اسيد كه خيلي سمي است و آن را به اسيد تيوسيانيك تبديل
مينمايد كه سميت آن كم است. در نتيجه، حتي تماسها طولاني با هيدروسيانيك اسيد
منجر به مسموميت حاد نميشود. مواد شيميايي داري خاصيت سرطانزايي هستند (براي مثال
بتانفتيل آمين). مواد سرطانزا به واسطه جمع شدن اثر كه قابل مقايسه با زمان ـ
تمركز مواد سمي است، مشخص ميشوند. هر چند اثر هر مقدار جذب شده كاملاً غير قابل
برگشت است. فرضيه موتاسيون، آني و برگشتناپذير (واكنش نسبت به يك ماده ژنيتيكي
فعال) با عمل ديررس، مغاير با نظر محققان است كه ثابت كردهاند، يك عامل سرطانزا
يا متابوليتهاي آن كه به «گليكوژن»، اسيد دزوكسي ريبونوكليك يا ساير ملكولهاي
درشت متصل هستند، ممكن است مدت طولاني بعد از قطع ماده ـ سرطانزا در ياختههاي
بافت گيرنده وجود داشته باشد.
خصوصيات
سرطانزايي مواد شيميايي امروزه در تمام آزمايشگاههاي تحقيقاتي مورد توجه زياد
است. بسياري از تركيبهاي قليايي، حداقل در نز حيوانات آزمايشگاهي سرطانزا
بودهاند، بر اساس تحقيقات تجربي افرادي كه با مواد قليايي سروكار دارند، بايد
متوجه خطرهاي زير باشند:
الف) آثار سمي
حاد:
1-
تحريك پوست و غشاهاي مخاطي : تحريك ممكن است حاد، يا به شكل واكنش ديررس بعد از يك
دوره اختفاي چند ساعته (براي مثال، دي متيل سولفات) باشد.
2-
آثار سيتوتوكسيك (استفاده دوگانه از مواد قلياكننده براي شيمي درماني سرطان و آثار
سمي ثانوي غير اختصاصص روي توليد كبد).
ب) آثار سمي
تأخيري:
1-
آثار ناهنجاريزايي، مثلاً اثرهايي كه مسئول تغيير شكل كودكان زناني است كه در معرض
عوامل سمي بودهاند (مشتقات نيتروژن خردل، اتيلن ايمين، استرهاي آلكان سولفوئيك
اسيد، نيتروزآمينها).
2-
آثار موتاسيونزا، مثلاً آنهايي كه مسئول تغييرات ازثي در يك ژن يا مجموعهاي از
كروموزومها هستند(دي الكيل سولفاتها، آلكيل آلكان سولفاناتها ـ ايپريتها،
اپوكسيدها ـ اتيلن ايمينها و مشتقات
(N)
نيتروز)
3-
آثار سرطانزايي، مانند آنهايي كه مسئول ايجاد بافت جديد هستند (مشتقات
Yprites،
اپوكسيدها و اتيلن ايمينها ـ لاكتونها ـ سولفونها ـ ديآلكيل سولفاتها، آلكيل
هالوژنيدها و ساير تركيبات قليا كننده ساده). مشتقات قليا كننده آمينها، ديازو
آلكاينها مانند، پيروليل پيريدين و ميتومايسين و آثاري كه به مواد قليا كننده غير
مستقيم نسبت داده ميشود مانند تركيبهايي كه به عوامل قليا كننده فقط در جريان يك
فرايند متابوليكي تبديل ميشوند(تركيبهاي
N
نيتروآلي هيدرازو آلكانها ـ آزوآلكانها ـ آزوكسي آلكانها ـ آريل دي آلكيل تري
آزينها).
با توجه به وجود
خطر در كار با مواد شيميايي، اشتباه خواهد بود كه فقط به يك خطر خاص در رابطه با
تركيبهاي مذكور توجه شود. براي مثال، خطرهاي بهداشتي موجود در عمليات استفاده از
حلالها اكنون به خوبي مستند شده است: علاوه بر اثر بيهوشكننده غالباً مشهود اين
مواد، بسياري از حلالها داراي اثر مزمن هم ميباشند (براي مثال، اثر بنزن روي عمل
خونسازي مغز استخوان، اثر كربن تتراكلرايد روي كبد وكليه و ...)
هنگام كار با مواد
شيميايي نه تنها بايد به سميت آنها توجه شود، بلكه بايد متوجه ساير خطرهاي آنها
هم بود. هيچ عمل آزمايشگاهي وجود ندارد كه بتواند آن را در شرايط ايمني منطقي انجام
داد، ولي در بعضي از شرايط مانند هنگام كار با وسايل ناقص، موقعي كه كاركنان آموزش
كافي نديده باشند و يا خطرها را نديده بگيرند، به واقع خطر جدي بهداشتي وجود خواهد
داشت.
براي مثال، هنگام
كار با ظروف شيشهاي آزمايشگاهي، هميشه خطر شكستن شيشه وجود دارد. مواد خطرناك بايد
فقط زير پوشش تهويه دستكاري شوند. اعمالي كه در خلأ انجام ميشود، بايد با وسيلهاي
كه اختصاصاً طراحي شده باشد، انجام گيرد (راكتورهاي تقويت شده با يك لوله مكنده در
يك طرف). شيشههاي نازك نميتوانند فشار هواي فشرده را تحمل نمايند، لذا خطر پخش
خردهشيشهها و مايعات خطرناك وجود دارد. وقتي كه عمي در خلأ پايان پذيرفت. فشار
دستگاه را بايد كم كرد. هميشه بايد از لولههاي خيلي باريك در چنين شرايطي استفاده
شود، زيرا تغيير ناگهاني فشار هوا ممكن است سبب بروز حادثه گردد. راه ورود هوا نيز
بايد به تدريج باز شود. تلمبه تخليه نيز بايد به آرامي و منظم بسته شود. تقطير
مايعات قابل اشتعال در فلاسكهاي شيشهاي به وسيله شعله باز گاز اغلب سبب بروز
سوختگي جدي شده است. اين عمليات بايد هميشه با بخار يا حمام روغن يا يك وسيله برقي
مناسب انجام شود. اتصال و عدم اتصال بطريهاي گاز تحت فشار كه براي بسياري كارهاي
آزمايشگاهي به كار برده ميشود. اغلب علت بروز حادثه يا مسموميت هستند. بطريهاي
گاز بايد با نهايت دقت جابجا شوند و هميشه دوباره با همان گاز پر شوند.
اگر چه كاركنان
آموزش ديده آزمايشگاه به خطرهاي موجود واقف هستند، ولي كاركناني كه مهارت ندارند،
با وجود اين كه كمتر در معرض خطر هستند متوجه وجود خطر نيستند. اين موضوع غالباً
درباره دختران جوان و زناني كه شستن شيشههاي آزمايشگاهي را بر عهده دارند صادق
است. فرآيند شستن شيشهها مستلزم كاربرد حلالها است كه خود سمي هستند و براي زدودن
مواد شيميايي چسبيده به ديواره شيشههاي آزمايشگاهي به كار ميروند و با وجود
آبكشي در آب جوش، باز هم خطر مسموميت و صدمات پوستي يا واكنشهاي آلرژيكي در نزد
آنان زياد است. وسايل شيشهاي آزمايشگاه فقط بايد در زير دودكش تهويه تميز بشوند.
شستن شيشههايي كه حاوي مواد سمي بودهاندف فقط وقتي بايد انجام شود كه قبلاً به
وسيله كاركنان آزمايشگاهي وارد، محتوي آنها پاك شده باشد.
قاعده كلي اين است
كه نبايد به نوجوانان اجاز كار با مواد خيلي سمي داده شود، مگر در مواردي كه شخص
مسئول، باتجربه و متخصص ديگري بر كار آنها نظارت داشته باشد. در مورد زنان حامله
نيز رعايت احتياطهاي لازم ضروري است.
براي اطلاع از
اصول ايمني اساسي در آزمايشگاه، تسهيلات آزمايشگاهي و حفاظت از كاركنان به مبحث كار
آزمايشگاهي مراجعه شود.
|